تکلیف اختلاف ها را سر میز مذاکره مشخص کنیم

92/8/14
2:3 ع
اکنون داستان آمریکا و ما، داستان همین گاو است که برخی تشخیص نمی دهند که اگر طرف مقابل را گاو فرض کنیم این گاو «نر» است یا ماده!؟
به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، محمد صفری امروز سه شنبه 14/08/92 طی یادداشتی در روزنامه سیاست روز نوشت: داستان این حکایت دراز است به همین چند جمله بسنده می کنیم که پیر زن به نادر شاه گفت: «اگر گاو ماده بود و شیر می داد که معطل نمی کردم، فوری شیرش را می دوشیدم و برایت می آوردم. اما گاو من ماده نیست، گاو نر هم که شیر نمی دهد. من هرچه می گویم نر است تو می گویی بدوش!»
از آن پس، هر وقت بخواهند بگویند که انجام کاری دشوار است یا ناممکن، به این ضرب المثل اشاره می کنند و می گویند: «من می گویم نر است، تو می گویی بدوش.»
اکنون داستان آمریکا و ما، داستان همین گاو است که برخی تشخیص نمی دهند که اگر طرف مقابل را گاو فرض کنیم این گاو «نر» است یا ماده!؟
آنهایی که می گویند گاو آمریکا «ماده» است و اگر هم شاخ داشته باشد ما می توانیم از شیرش بهره ببریم به این ضرب المثل هم باید بنگرند که این گاو، گاو «9 من» شیر ده نباشد.
شاخش به کنار، که البته سال هاست که با ما سرشاخ است. گرچه در این سال های طولانی شاخش کُند شده و دیگر آن تیزی سابق را ندارد، اما هنوز شاخ دارد. شاخی که می خواهد همچنان به ما زخم بزند.
زخم های سابق این شاخ هنوز بر پیکر ما دیده می شود. هنوز جای آن مانده است. یادگاری 35 سال ایستادگی است بر جان و روح ما!
هر وقت نگاهش می کنیم یاد آن خباثت هایی می افتیم که از شاخ آن گاو وحشی بر تن ما نشسته است. زخم هایی عمیق که نمی توان از یادشان برد.
اصلا این گاو که نر وماده ای اش معلوم نیست به کسی هم شیر داده است که مزه اش را چشیده باشد!؟ یک نمونه اگر وجود دارد به ماهم نشان دهند.
ما که حرفی نداریم، مذاکره است، انجام می دهیم. ما که از مذاکره ابایی نداریم. اما نباید نسبت به این گاو که شیرش را فقط به گوساله اش که رژیم صهیونیستی است، می دهد، خوشبین باشیم و اعتماد کنیم!؟
اصلا آمریکا که شیر نمی دهد، شیر می دوشد. کارش همین است شیره جان مردم دنیا را می دوشد و در شیشه می ریزد برای خودش! تا هم خودش بخورد هم به فرزند خبیثش بدهد.
مگر همان موقع که پهلوی ها در ایران بودند به ما شیر می داد؟ نه! البته که شیر هم می دوشید. حسابی هم می دوشید.
ما هم مخالفتی نداریم با این که اگر زمانی ما هم توانستیم از این گاو نر که شیر ندارد سواری بگیریم و رامش کنیم که خوب است. چه چیزی از این بهتر!
اما این گاو آمریکایی تنها با مقاومت و ایستادگی رام می شود. نه تن دادن به خواسته های آن که می خواهد ما «رامش» باشیم.
این مردم اگر می خواستند که شیر این گاو را بدوشند و بخورند که اصلاً انقلاب نمی کردند. چون می دانستند و می دیدند که همش اوست که از این کشور می دوشید. الان هم دلش تنگ شده که دیگر نمی تواند چپاول کند.
مردم هم شیر آمریکایی نمی خواهند اگر می خواستند روز گذشته اینقدر پر شورتر از قبل نمی آمدند به خیابان ها تا بگویند مرگ بر آمریکا!
92/7/23
7:6 ع
دیپلماسی ایرانی: تلاویو باز هم نگران واشنگتن و تهران است. جان کری وزیر امور خارجه آمریکا، روز یکشنبه با اشاره به باز بودن پنجره دیپلماسی در قبال ایران گفته است که توافق نکردن با ایران، بهتر از یک مصالحه ضعیف و ناکافی با این کشور است.در حالی که در پی حل مسالمت آمیز مساله برنامه هسته ای ایران هستیم، باید حرف ها با اقدامات منطبق باشد. وی تاکید کرده است که در هر توافقی با ایران مساله امنیت اسرائیل را مد نظر خواهند داشت. معاون وزیر امور خارجه ایران، عراقچی نیز تصریح کرده است ما در مورد حجم، سطح، و روش های غنی سازی گفت وگو خواهیم کرد اما حمل مواد (غنی شده) به خارج برای ایران جزو خطوط قرمز است. پیش از مذاکرات امروز اظهارنظرهای گوناگونی شده است و تحلیلگران با توجه به تغییراتی که در ایران اتفاق افتاده و رویکرد جدید دولت برای حل مساله پرونده هسته ای ایران و نگاه خوشبینانه غرب به طرح ایران بر این باورند که مذاکرات در ژنو راهی متفاوت با آلماتی را طی خواهد کرد. در این خصوص با جاوید قربان اوغلی، تحلیل گر مسائل بین الملل گفتگویی داشتیم که در زیر می خوانید :
جان کری گفته است در هر توافقی با ایران ما مساله امنیت اسرائیل را مد نظر خواهیم داشت. به نظر می رسد که مساله اسرائیل به یک چالش در روابط ایران و امریکا تبدیل شده است. این چالش بناست چگونه حل شود؟
اسرائیل در حوزه امنیت ملی امریکایی هاست و این مساله برنامه دیروز یا امروز نیست و از دیرزمان این موضوع وجود داشته است و حتی خاص هیچ کدام از احزاب دوگانه جمهوری خواه و یا دموکرات ها هم نیست. پیوندهای استراتژیک رژیم صهیونیستی با امریکا ، نفوذ بسیار گسترده آنها در درون حاکمیت امریکا و تعهد واشنگتن فارغ از حزبی که در کاخ سفید است تعهد انکار ناپذیر امریکا نسبت به امنیت اسرائیل و حفظ موجودیت آن است. در نتیجه چنین چالشی تنها این روزها مطرح نشده و ایران نیز نباید به دنبال آن باشد تا با دیپلماسی در هر سطحی اسرائیل را از روابط احتمالی ایران و امریکا حذف کند.
به نظر من ایران هم باید به موازات آنها منافع خود را در رابطه با امریکا تعریف کرده و بر اساس منافع مترتب بر کشورمان، دیپلماسی متناسب با آن را تنظیم کند. باید آگاه باشیم تا زمانی که ایران این موضع و دیدگاه خود را در رابطه با رژیم صهیونیستی دارد، آنها هم از نفوذ خود در مانع تراشی برای شکل گیری نه تنها در روابط تهران واشنگتن بلکه در جاهای دیگر جهان استفاده می کنند. به یقین اسرائیل خشنود نخواهد شد که ایران از طریق دیپلماسی تعامل سازنده بتواند از فشارهای بین المللی رها شود و نهایت تلاش خود را برای برهم زدن آن می کند. بنابراین بازی در این پازل، به هنر و توانمندی دیپلماسی و دیپلمات هایمان و در مرحله بعد به شرایط منطقه وابسته است. در طول 35 سال گذشته ایران و با وجود تنش در روابط تهران – واشنگتن در هر زمانی و در هر جایی که ایران اهرم های قدرت را دارا بود، امریکا هم سعی کرده تا با استفاده از نفوذ ایران مشکلات خود را حل کند. به عنوان مثال در مساله گروگان ها به سراغ ایران آمدند چرا که می دانستند که ایران می تواند این مشکل را حل کند، در مساله عراق هم باز ایران رافع برخی از مشکلات امریکا شد به این دلیل که بر این مساله واقف بودند که ایران می تواند خطرات حضور امریکا را کاهش داده و مشکلات امریکا در عراق را حل کند. مهم این است که ایران بتواند زمینه هایی را فراهم کند که امریکایی ها احساس نیاز به همکاری و رابطه با ایران کنند. در مساله هسته ای جدای از آنکه موافق یا مخالف برنامه هسته ای ایران هستند، به این نتیجه رسیدند که باید با ایران مذاکره کنند و اگر این مساله را رها کنند ممکن است ایران به مرحله ای برسد که دیگر نتوانند آن را مهار کنند.
دلیل مخالفت اسرائیلی ها و فریادهای خشمگینانه نتانیاهو این است که آنها از این نگران و هراسانند که عادی سازی روابط ایران و امریکا راهی باشد برای حل پرونده هسته ای ایران از طرق دیپلماتیک. آنها بر این باورند که تمامی تلاش خود را کرده اند تا ایران منزوی شود و امریکایی ها حتی در مرحله اقناع آمریکا به راه حل نظامی بودند، اما هوشمندی ایرانیان و انتخابات اخیر و رویکرد جدید دولت سبب شده است تا گزینه نظامی کمرنگ تر و گزینه دیپلماسی و مذاکره برای برون رفت از این بحران برجسته تر شود.
در نهایت باید تاکید کرد که ما نمی توانیم عنصری به نام اسرائیل را از امریکا و در روابط آن نه تنها با ایران بلکه با هر کشور دیگری حذف کنیم باید با درک این مسئله راهبرد های روابط خارجی خود را پیش بریم.همین که اسراییل و نخست وزیر آن اینگونه فریاد می کشد نمایانگر درستی راهی که در پیش گرفته ایم و پیروزی ما در عرصه نبرد دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی است.
نتانیاهو با مقامات اروپایی و به ویژه با فرانسه هم عقیده است، آیا ممکن است از کشوری همچون فرانسه برای همراهی علیه ایران درخواستی کرده باشد؟ آیا این روند نشان دهنده آن است که از امریکا ناامید شده است؟
خیر .در باره استحکام روابط آمریکا و اسراییل نباید تردید کرد.مهم توان ما در اقناع آمریکا برای گره نزدن همه اهداف خود با منافع رژیم صهیونیستی است.به نظر می رسد اسرائیل دیپلماسی همزمان فشار بر همه کشورهای مرتبط با مساله هسته ای ایران را در پیش گرفته است. بناست ایران با 1+5 به تفاهمی بر اساس راهبردی برسد که این راهبرد مبتنی بر تعامل بجای تقابل و نتیجه برد - برد است. نتانیاهو در تلاش است که این تفاهم به سرانجام نرسد به همین دلیل با باراک اوباما، کامرون، اولاند مذاکره می کند .پیش از آن هم که به روسیه سفر کرده بود و با چین نیز مذاکراتی داشته است. رژیم صهیونیستی تمامی فشار دیپلماتیک خود را وارد می کند تا آنها به گونه ای با ایران مذاکره کنند که نتیجه آن تفاهم برای حل مساله نباشد. به تعبیر بهتر شرایطی را مطرح کنند که تهران با توجه به سوابق و غرور ملی که دارد آن شرایط را نپذیرفته و بازهم مذاکره به نتیجه نرسد و با ناکامی روبرو شود.
تلاش های رژیم صهیونیستی دراین مسیر و اینکه خود نتانیاهو هم برای به نتیجه نرساندن این مذکرات دست به کار شده، نشان دهنده عجز اسرائیل است. بنابراین نباید تصور کنیم که اسرائیل از امریکا ناامید شده و لذا به سراغ فرانسه و انگلیس رفته است .آنها به موازات امریکا با کشورهای اروپایی هم لابی می کنند.
به نظر می رسد در شرایط کنونی دو موضوع حل و فصل پرونده هسته ای و بهبود روابط با آمریکا به نوعی به هم مرتبط شده و به هر میزانی که ایران در مساله هسته ای پیشرفت داشته باشد راه برقراری رابطه با امریکا هموارتر خواهد شد. اگر ایران از کانال های مرتبط و با دیپلماسی پنهان ( به معنای برقراری رابطه به شکل پنهان نیست بلکه به معنای آن است که به گونه ای عمل شود که اسرائیل نتواند سنگ اندازی کند) به سمت حل مشکلات با امریکا گام بردارد، کمک خواهد کرد تا مشکل پرونده هسته ای با سهولت بیشتری حل شود. بنابراین این دو مساله به یکدیگر مرتبط است . توجه داشته باشیم که چه بخواهیم و یا قبول نداشته باشیم در شرایط فعلی، نقش اصلی در حل مساله هسته ای را امریکا ایفا می کند هر چند متحدان ایران ( چین و روسیه ) از توان جلوگیری از اجماع و اقدام علیه ایران برخوردارند ولی به تنهایی نمی توانند رافع مشکل ما در این پرونده باشند.
معاون وزیر خارجه ایران آقای عراقچی تاکید کرده است که حق غنی سازی خط قرمز ایران است و "اجازه نخواهیم داد که خود غنی سازی یک روز هم تعلیق شود" و "موافقت نخواهیم کرد که حتی یک گرم از مواد ما از کشور خارج شود." با توجه به آنچه که خط قرمز اعلام شده، به نظر شما ایران برای رسیدن به نتیجه مثبت در مذاکرات از کدام یک از مطالبات خود کوتاه خواهد آمد؟
مذاکره روش رسیدن به تفاهم و حل مساله است. زمانی که پذیرفته شد مذاکره یک روش است و در آن بسیاری از مسائل مطرح خواهد شد و این امر بدان معنا نیست که لزوما هر یک از طرفین باید همه آنچه که طرح می شود را بپذیرند. در این پازلی که یک سوی آن ایران و سوی دیگرش 1+5 است همه مسائل بر روی میز مذاکره است و این قدرت چانه زنی ایران را نشان خواهد داد که به چه مواردی دست پیدا خواهیم کرد و از کدام یک باید دست کشید. اگر از سوی ایران مساله ای به عنوان خط قرمز مطرح می شود، از سوی طرف مذاکره هم ممکن است مسائلی به عنوان خط قرمز مطرح شود. بنابراین نمی توان پیش از مذاکره صحبت از مسائل قطعی کرد.
مهم آن است که ایران روش 8 سال گذشته که روش تقابل بوده را کنار گذاشته و 1+5 نیز پذیرفته است که این مسیر را تنها از راه تعامل طی کند. نکته دیگر آن است که هر دو طرف مذاکره مبتنی بر برد- برد را پذیرفته اند. بنابراین مساله پرونده هسته ای ایران از مسیر وقت کشی و مباحثه به جای مذاکره تغییر روش داده و در پی آن است که در زمان معینی که آقای روحانی و ظریف اعلام کردند این پرونده به نتیجه برسد. اینکه ایران در مذاکرات در خصوص فوردو، میزان غنی سازی و ... چه خواهد گفت بستگی به شرایط طرف مقابل دارد و تمامی این مسائل در طول مذاکره تعیین خواهد شد. به نظر می رسد آنچه که آقای عراقچی گفته است به این دلیل بوده تا بتواند قدرت چانه زنی ایران را بالا ببرد.
روشن است اگر 1+5 در صدد باشند که همانند حرف های آلماتی را تکرار کنند،مذاکرات شکست خواهد خورد.من هم فکر نمی کنم آنان با این رویکرد به مذاکرات آمده باشند . امروز صحبت از تعلیق همانند آنچه که در آلماتی مطرح بوده، نیست و در خصوص فردو نیز صحبتی نشده است و تنها در مورد انتقال اورانیوم مسائلی گفته شده که آن هم انتقال تمامی ذخایر اورانیوم نبوده بلکه بخشی از آن مورد نظر است .ایران مقداری از ذخایر 20 درصد خود را تبدیل به میله های سوخت کرده و ظرفیت به حدود 185 کیلوگرم رسیده که این میزانی نیست که غرب احساس خطر کند. بنابراین تمامی این روند قابل مذاکره است و اجازه ندهیم تا رسانه ها جو خاصی را پدید آورند و تمامی مسائل پای میز مذاکره طرح و حل شود.
تحریریه دیپلماسی ایرانی/14
92/7/23
6:47 ع
دیپلماسی ایرانی: از امروز دور دیگری از مذاکرات هسته ای بین ایران در یک سو و آمریکا و متحدان اش در سوی دیگر، برگزار شده است. امیدواری ها نسبت به این دور از مذاکرات بیشتر است، چرا که اخیرا حسن روحانی میانه رو به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شده و می گوید برای توافق هسته ای و بهبود روابط با جامعه بین المللی آمادگی دارد.
به گزارش المانیتور، یکی از مبناهای متصور برای رویکرد آمریکا در این مذاکرات این است که ایالات متحده زمان ندارد و ایرانی ها دارند. در نتیجه آمریکا نمی تواند اجازه دهد مذاکرات به ورطه وقت کشی وارد شود و باید سرعت تصمیم گیری ها را افزایش دهد. نظریه پردازان این دیدگاه در توجیه نگاه خود می گویند: ایران بیش از اینکه به دنبال لغو تحریم ها باشد ، برای پیشبرد اهداف هسته ای اش تلاش می کند و بنابراین برای به نتیجه رساندن مذاکرات عجله ای ندارد. در مقابل این آمریکا و متحدان اش هستند که با گذر زمان، زمینه را برای پیشرفت هر چه بیشتر برنامه های هسته ای ایران فراهم می کنند.
این یک تصور باطل نیست ، چرا که در گذشته دلایل خوبی وجود داشت که نشان دهد این نظریه درست است. اما باتوجه به داشته های امروزمان، باید به اشتباه بودن این نظریه پی ببریم. در واقع وقت برای روحانی تنگ است، نه برای آمریکا.
بدون تردید روحانی به دنبال تغییر موقعیت ایران چه در داخل و چه در خارج است. او دست کم توافقی را می خواهد که در مقابل مصالحه بر سر غنی سازی، به لغو تحریم ها منجر شود. اما میل واقعی روحانی این است که بیش از این ها پیش برود.
از سوی دیگر اینکه روحانی را گرگی در لباس میش بخوانیم، رویکرد کارآمدی نیست. اکنون زمان توصیف طرف مقابل و گمانه زنی در مورد شخصیت ها نیست. آنچه واضح است، تمایل رئیس جمهور جدید ایران به ایجاد تغییر است. تغییراتی که در حال حاضر در حال پرداخت بهای آن در داخل کشور است. تندروها این روزها روحانی و توافق احتمالی اش را با غرب نشانه گرفته اند. اما روحانی می داند که این توافق چقدر برای او اهمیت دارد. او بارها در محافل عمومی بر این نکته تاکید داشته است که می خواهد هر چه سریعتر به مجادله هسته ای پایان دهد و بازه زمانی سه تا شش ماهه را به تصویر کشیده است.
به بیان دیگر روحانی می خواهد به عنوان نخستین حرکت سیاسی بزرگ خود، ایران را از بن بست هسته ای بیرون بکشد. با این حال برخی سیاستمداران به وی توصیه می کنند پیش از دست زدن به یک قمار بزرگ در سیاست خارجی، به دغدغه ها و مشکلات کوچکتر داخلی سر و سامان دهد تا حمایت مردمی از او افزایش یابد.
علاوه بر این مساله هسته ای، مشکلی در سیاست خارجی ایران است که در یک دهه گذشته دشواری های زیادی را فراهم آورده و حل آن تا کنون غیر ممکن بوده است. توافق هسته ای با غرب باید به نحوی باشد که سطوح بالای حاکمیت در ایران را راضی کند و درعین حال انتقاد تندروها را به همراه نداشته باشد. از سوی دیگر روحانی باید در معامله با غرب حقوق هسته ای جمهوری اسلامی را حفظ کند. از سوی دیگر این اگر روحانی خیلی زود به مصالحه ای با جامعه بین المللی دست نیابد، شکستی بزرگ را در کارنامه خود رقم می زند.
سال ها پیش دغدغه غرب در مورد برنامه های هسته ای ایران این بود که جمهوری اسلامی به تکنولوژی غنی سازی دست یابد و بتواند در بازه زمانی کوتاه مواد مورد نیاز برای ساخت سلاح هسته ای را تولید کند. اما اکنون ایران تکنولوژی هسته ای را در اختیار دارد و تاکید می کند غرب نیز باید این حق را برای ایران به رسمیت بشناسد. با این وجود هنوز مدرکی وجود ندارد که ایران از غنی سازی برای اهداف نظامی استفاده کرده باشد.
این نشانه مهمی است. چرا که ثابت می کند دست کم در پنج سالی که ایران عملیات غنی سازی انجام می دهد، سلاحی ساخته نشده است. این در حالی است که مقامات اسرائیلی ادعا می کنند ، ایران به محض اینکه بتواند، سلاح هسته ای می سازد.
به نظر می رسد چهار دلیل برای هسته ای نشدن ایران باوجود دستیابی به تکنولوژی غنی سازی، وجود دارد. تهدید به اقدام نظامی از جانب آمریکا، یا اسرائیل یا هر دو آنها، تشدید حملات سایبری علیه زیرساخت هسته ای ایران، دستیابی سعودی ها به سلاح هسته ای و از همه مهمتر نگرانی از ملحق شدن چین و هند به روند اعمال تحریم های غرب علیه ایران. چرا که هم اکنون نیز این دو کشور با اکراه و به صورت محدود به تحریم های آمریکا و متحدان اش علیه ایران همراهی می کنند.
می توان گفت که اکنون آمریکا و متحدان اش در موضع بهتری برای معامله با ایران قرار دارند. البته غرب هنوز به طور روشن نمی داند که در نهایت روحانی می تواند یا می خواهد به توافق هسته ای برسد یا خیر. به هر ترتیب اکنون فرصتی برای دستیابی به راه حل مسالمت آمیز بر سر مساله هسته ای ایران فراهم شده است. اکنون ایران در موقعیتی است که باید هر چه سریعتر راهی برای حل مساله هسته ای اش با جامعه بین المللی پیدا کند و باید از این فرصت بهره برد.
نویسنده: کنث پولک، تحلیلگر موسسه بروکینگز و نویسنده کتاب «ایران، بمب و استراتژی آمریکا»
تحریریه دیپلماسی ایرانی /
92/6/24
7:6 ع
دیپلماسی ایرانی: ورق بازی در سوریه برگشته است. سوریه عزم خود را برای پیوستن به پیمان منع گسترش تسلیحات شیمیایی علنی کرده است. به نظر می رسد که کابوس جنگ تا حدودی از سر سوریه دور شده است. بنابر آخرین اخبار ، سازمان ملل اعلام کرده است که تمام مدارک لازم برای پیوستن سوریه به معاهده منع گسترش تسلیحات شیمیایی را دریافت کرده و عضویت دمشق از 14 اکتبر آغاز می شود. بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل از توافق روز شنبه سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه با جان کری، همتای آمریکایی اش درباره سلاح های شیمیایی سوریه استقبال کرده و متعهد شده است که به اجرای این توافقنامه کمک کند. باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا نیز بلافاصله پس از توافق لاوروف و کری از این توافقنامه استقبال کرده و سران کشورهای اروپایی از جمله فرانسه وانگلستان وآلمان نیز از این توافقنامه ابراز خشنودی کردند.اما وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون اعلام کرد، به رغم توافق اخیر جان کری و سرگئی لاوروف در خصوص از بین بردن سلاح های شیمیایی سوریه نیروهای آمریکایی همچنان در حالت آماده باش برای انجام هرگونه عملیات نظامی احتمالی علیه سوریه باقی خواهند ماند. دیدار سران کشورهای عربستان، اردن و امارات با فرانسوی ها در خصوص ادامه حمایت از مخالفان سوری هم نشان از سرخوردگی آنان برای حضور در میدان جنگ علیه سوریه است. شاید در این جبهه اختلافاتی با واشنگتن به دلیل تعلل در حمله به سوریه به وجود آمده است که سبب ایجاد نگاه متفاوتی به حل بحران در این کشور شده است. با دکتر بهرام امیراحمدیان، تحلیلگر مسائل بین الملل در خصوص پیوستن سوریه به پیمان منع گسترش سلاح های شیمیایی و نقش روسیه و امریکا و کشورهای عربی در این میان به گفتگو نشسته ایم:
روسیه و آمریکا طرح جدیدی را برای سوریه پیچیده اند. جزئیات این طرح و نقش روسیه در این داستان چیست ؟
در خصوص این مذاکرات باید به چند نکته بسیار مهم اشاره کرد: سوریه را متقاعد به اعتراف در خصوص سلاح های شیمیایی کرده اند. از سوی دیگر پیوستن به پیمان منع گسترش سلاح های شیمایی ، احتمال خطراتی که ممکن بود پس از سقوط و یا کناره گیری بشار اسد در صورت دسترسی نیروهای دولتی یا مخالف به این سلاح ها ایجاد کند را کاهش داده است. بر اساس توافق انجام گرفته این تسلحیات باید در اختیار سازمان ملل قرارگیرد و با نظارت این سازمان در نهایت این تسلیحات از میان برداشته شود.
به نظر می رسد که در این توافق جامعه جهانی به این نکات مثبت دست پیدا کرده و طبیعتا باید امتیازاتی به روسیه داده باشد. آنچه که مطرح شده از این بحث نشات می گیرد که روسیه همواره تاکید داشته که دولت سوریه از این سلاح ها استفاده نکرده است. این رویکرد به معنای آن است که سلاح های شیمیایی سوریه در کنترل روسیه و مستشارانی که در آنجا اقامت دارند، قرار گرفته است. بر همین اساس در مقابل امتیازاتی که به جامعه جهانی داده می شود و سبب کاهش هزینه قدرت های جهانی در حمله به سوریه خواهد شد درخواست شده که بشار اسد را به عنوان جنایتکار جنگی محاکمه نکنند چرا که بر اساس تعاریف موجود می تواند به عنوان جنایتکار جنگی معرفی شود.
از سوی دیگر باید به این نکته نیز اشاره کرد که نجات بشار اسد از محاکمه به سختی مورد پذیرش جامعه جهانی قرار می گیرد به دلیل آنکه تنها ایالات متحده امریکا نیست که این مساله را دنبال می کند بلکه نهادهای وابسته به سازمان ملل، حقوق بشر و عفو بین الملل در میان جوامع مختلف خواهان تعقیب آن هستند، همچنین افرادی که از جنگ در سوریه یعنی شهروندان سوری که آسیب دیده اند هم بدون شک به دنبال بازپس گیری آنچه که از دست داده اند خواهند بود. اگر 100 هزار کشته در درگیری های سوریه صد نفر هم عقبه داشته باشند جمعیت بسیار زیادی هستند که به طور حتم با دولت سوریه از نظر حقوقی و قانونی مشکل دارند. بنابراین در موضوع عدم محاکمه اسد در صورتی که این مساله پایان یابد تنها تضمین روسیه و امریکا کافی نخواهد بود بلکه این مساله در نهادهای حقوقی پیگیری خواهد شد.
امریکا اعلام کرده است که اگر سوریه پیمان منع استفاده را نقض کند، برای حمله به سوریه منتظر مجوز سازمان ملل نخواهیم ماند. شما این نگاه امریکا را پس از شک و تردید ها و در نهایت تصمیم به عدم حمله چگونه تفسیر می کنید؟
در اثتای آماده شدن برای حمله به سوریه جان کری به طور تلویحی در یک سخنرانی اعلام کرد که امریکا حمله نمی کند به شرط آنکه سوریه سلاح های شیمایی خود را به جامعه جهانی تسلیم کند که آنها معدوم شود. از این ابتکار کری روسیه بهره گرفت و وزارت خارجه این کشور به دلیل آنکه با سوریه رابطه نزدیکی دارد این موضوع را طرح کرده که در نهایت این ابتکار به نام روسیه تمام شده است. از آنجایی که روسیه قصد داشته تا نقشی در جامعه جهانی ایفا کند از این فرصت استفاده کرده و با نفوذی که در سوریه داشته توانسته آنها را به پای میز مذاکره کشاند و ولید معلم را وادار کرده تا اعتراف کند سلاح شیمیایی دارند و آنها را تحویل جامعه جهانی خواهند داد. از این جهت به نظر می رسد امریکا بر این تفکر پافشاری دارد که اگر این ابتکار هم کارساز نباشد و قصد داشته باشند برای ادامه بحران زمان بخرند حمله نظامی رخ خواهد داد، به دلیل آنکه امریکا در ابتدا صحبت از یک هفته کرده بود و سپس 15 روز شد و در حال حاضر مهلتی یک ماهه داده اند. باید اشاره کرد که این فرایند طول خواهد کشید و جابجایی این سلاح ها بسیار حساس و هزینه بر است چراکه در میانه راه معدوم شدن ممکن است از سوی تروریست ها حملاتی صورت گیرد که بحران را جدی تر کند. به همین سبب وقت یک هفته ای که امریکا داده در عمل نقض آن مذاکرات است و به نظر می رسد امریکا همچنان مترصد حمله است.
بنابراین هرگونه کوتاهی منجر به فاجعه ای خواهد شد. بدین معنا که اگر میان دولتمردان سوریه افرادی باشند که قصد ایجاد مشکلاتی برای دولت سوریه داشته باشند در این کار تعلل می کنند و بهانه ای به دست امریکا می دهند تا ایالات متحده حمله کند. بنابراین به نظر می رسد بهترین راه آن است که هر چه زودتر ضرب العجلی تعیین کنند و در برنامه زمان بندی دولت سوریه تعهدپذیر باشد تا از این فاجعه جلوگیری کنند، در غیر این صورت امریکا منتظر است که اقدامات نظامی خود را به سرانجام برساند که در نهایت منطقه را به آشوب خواهد کشید.
فرانسه با سه کشور عربی عربستان، امارات و اردن توافق کرده اند که همچنان حمایت خود را از مخالفان سوری ادامه دهند. آیا می توان گفت که در حال حاضر اختلافی میان این کشورها با امریکا بر سر حمله به سوریه پیش آمده است و یا به عبارت دیگر این سه کشور عربی از عدم حمله به سوریه سرخورده شده اند؟
فرانسه و کشورهای عربی و امریکا می توانند به موازات هم اقدام کنند و یا به تنهایی. فرض محال این است که اگر امریکا به سوریه حمله کند و ماشین نظامی این دولت را تضعیف کند بالاخره باید جایگزینی برای دولت پیدا شود و آنها نباید افراد وابسته به نیروهای افراطی و القاعده ای باشند که در آن صورت همه متضرر خواهند شد به ویژه کشورهای همسایه ای که به نوعی از مخالفان میانه رو حمایت می کردند. از این منظر است که جبهه دیگر قصد دارد در حین آنکه دولت سوریه به تعهدات خود برای خلع سلاح شیمیایی عمل می کند و در زمانی که این دولت تضعیف می شود نیروی جایگزینی پیدا کنند که جزو گروه های افراطی نبوده و به تعهدات بین المللی نیز پایبند باشد. همچنین تسلیحاتی که تا به امروز در اختیار مخالفان بوده تسلیحات سبک بوده است و از این پس لازم است برای توازن قوا مخالفان به سلاح های استراتژیک دست پیدا کنند. از این منظر است که پیش از این نیز دربرنامه فرانسه و برخی از کشورهای عربی ارسال کمک های تسلیحاتی به معترضین سوری وجود داشت اما زمان آن را اعلام نکرده بودند. در حال حاضر زمان آن رسیده که اقدام کنند تا بتوانند در تحولات موازنه قوایی که در سوریه صورت می گیرد نقش آفرینی کنند و از فاجعه ای که منتظر آن هستیم جلوگیری شود.
همانند مصر که امریکا دخالتی نکرد و عربستان به تنهایی از مخالفان مرسی حمایت کرد؟
خیر، مساله مصر و سوریه بسیار متفاوت است چراکه مخالفان مرسی پشتیبانی با عنوان ارتش داشتند اما در سوریه ارتش با دولت است و یا به معنای دیگر ارتشی ایدئولوژیک می باشد، در مصر ساختار ایدئولوژیکی برای ارتش وجود نداشت که در نهایت شاهد بودیم با قدرتی که در دست داشت از مردم حمایت کرد. در حالیکه وضعیت در سوریه متفاوت است به دلیل آنکه مخالفانی که در برابر دولت قرار گرفته اند مسلح هستند یعنی جنگ داخلی است در صورتی که در مصر جنگی وجود نداشت مخالفان حضور داشتند اما از اسلحه استفاده نمی شد چراکه ساختار اخوان المسلین کاملا متفاوت است. نوع دخالت عربستان هم بر این اساس متفاوت خواهد بود. عربستان در بحرین نیروی نظامی می فرستد، در مصر 6 میلیارد دلار کمک می کند و در سوریه نیز به نحو دیگری برای مخالفان سلاح ارسال می کند که تمامی این تلاش ها درجهت تامین منافعش است.
امیر کویت با اوباما دیداری داشته، این دیدار و مذاکره را در کجای پازل تحولات خاورمیانه و بحران سوریه قرار می دهید؟
اگر قصد رصد تحولات منطقه را داشته باشیم کویت منطقه خوبی است به دلیل آنکه قلب پایگاه های نظامی در خلیج فارس به حساب می آید طبیعی است که این کشورها روابط نزدیکی دارند به اضافه آنکه قدرت نظامی برای جلوگیری از حمله های احتمالی از سوی کشورهایی همچون سوریه موجود نیست. بر همین اساس در جنگ خلیج فارس هم شاهد بودیم آنچه که سبب پایان اشغال کویت شد نیروهای نظامی کویت نبودند بلکه نیروهای امریکایی بودند که وارد عمل شده و رفع اشغال کردند. دولت کویت که متحد امریکاست علاقه دارد این رابطه را به ویژه در شرایط کنونی به هر شکلی حفظ کند و در دادن پایگاه به امریکا هم قطر و بحرین اعلام آمادگی کردند.
تحریریه دیپلماسی ایرانی/14
92/6/16
11:28 ص